الشيخ محمود الشبستري

71

گلشن راز ( فارسى )

هميشه فيض فضل حق تعالى * بود از شأن خود اندر تجلّى از آن جانب بود ايجاد و تكميل * وز اين جانب بود هر لحظه تبديل و ليكن چون گذشت اين طور دنيى * بقاى كل بود در دار عقبى كه هر چيزى كه بينى بالضرورت * دو عالم دارد از معنى و صورت وصال اولين عين فراق است * مر آن ديگر ز عند الله باق است مظاهر چون فتد بر وفق ظاهر * در اول مىنمايد عين آخر بقا اسم وجود آمد و لكن * بجايى كان بود ساير چو ساكن هر آنچ آن هست بالقوه درين دار * به فعل آيد در آن عالم به يك بار قاعدة ز تو هر فعل كاول گشت صادر * بر آن گردى به بارى چند قادر به هر بارى اگر نفع است اگر ضرّ * شود در نفس تو چيزى مدّخر به عادت حالها با خوى گردد * به مدت ميوه‌ها خوشبو گردد